تبلیغات
Ξ ᗩÐ∂ற ђ∂vvД Ξ - حرف های دل من


Ξ ᗩÐ∂ற ђ∂vvД Ξ

...هَـمـ بــآزیــِ בوراט ڪوבڪیَمـ...

دلم گرفته ...

ای دل من!چه دیدنی ست منظره ی شکسته ات

تار خزان تنیده بر پنجره های بسته ات

در شب سرد بی کسی میکشی ام به قصه ی ساحل عشق و کشتی شعر به گل نشسته ات

نقش بهانه میزند یاد بهاری اش بر این دفتر زرد گشته از خاطره های خسته ات...

 ..........................................

نفرین به اون جمعه ی شوم ... نفرین به ان شب سرد زمستانی نفرین به ان غروب غم انگیر ...نفرین... نفرین ...

دیگه باورم شده رفتی و تنهام گذاشتی ... تو تمام هستی ام بودی. توی خیابون و کوچه و بازار انگار همه جا تو با منی ... انگار رو به روی من ایستادی و با اون نگاه معصومت به من زل زدی ... دلم میریزه تا میام با دقت نگات کنم هرچیزی میبینم به جز تو ...

اون لحظه که فرشته از پیش من میبردنت بهت نگفتن اگه بری یکی توی این دنیا هست که با رفتنت ذره ذره اب میشه؟ نگفتن تو بری اونم با تموم ارزوهاش توی این دنیا میمیره؟ من هیچ وقت مرگ تو رو باور نکردم ...

خدایا هیچ وقت عشق منو تنها نذار بدون یکی توی دنیا هست که اون خیلی واسش عزیزه... چه شبهایی که با چشمان خیس و با امید اینکه اون شب به خوابم میای سر به بالین نذاشتم اما ..... نمی دونم وقت رفتنت چی کشیدی ...نمی دونم . چه ارزوهایی رو با خودت مدفون کردی.. چه رویاهایی. منو ببخش اگه ...ببخش اگه هیچ وقت عشمو در جواب تمناها و فریادهای خاموشت ابراز نکردم ...وقتی یاد اون لحظه میفتم از خودم بیزار میشم... دعاکن برام دعا کن که هر چی زودتر بیام پیشت. حتی دیگه حال حوصله ی درس خوندن هم ندارم مدتیه دیگه سر کلاسای دانشگاه حاضر نمیشم اگه چاره ای داشتم ولش میکردم ... انگیزم رو واقعا از دست دادم.....      

تنها ارزوم مرگه..تنها راه رسیدنم به تو...


نوشته شده در 16 فروردین 89 ساعت 08:40 توسط ђ∂vvД نظرات




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت