تبلیغات
Ξ ᗩÐ∂ற ђ∂vvД Ξ - تنها درد شکستن را شیشه می داند و بس


Ξ ᗩÐ∂ற ђ∂vvД Ξ

...هَـمـ بــآزیــِ בوراט ڪوבڪیَمـ...

تنها درد شکستن را شیشه می داند و بس

با رفتنش...

شکست قلب من را و گفت: هرچه بود گذشت

به گریه گفتمش: آری

ولی ! افسوس چه زود گذشت...

 

((اینم یه شعر خوشگل از یگانه ی عزیزم ))

 

تا کی به انتظار گذاری به زاریم

باز آی بعد از این همه چشم انتظاریم

دیشب بیاد زلف تو در پرده های ساز

جانسوز بود شرح سیه روزگاریم

بس شکوه کردم از دل ناسازگار خود

دیشب که ساز داشت سر سازگاریم

شمعم تمام گشت و چراغ ستاره مرد

چشمی نماند شاهد شب زنده داری ام

طبعم شکار آهوی سر در کمند نیست

ماند به شیر شیوه وحشی شکاریم

شرمم کشد که بی تو نفس میکشم هنوز

تا زنده ام بس است همین شرمساری ام

 

یگانه جان ممنونم.


نوشته شده در 22 فروردین 89 ساعت 14:18 توسط ђ∂vvД نظرات




قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت